نظر بدهید
نظر بدهید
نظر بدهید
نظر بدهید
نظر بدهید
تک مضراب
زمانی که انگیزه اوج گرفتن در انسان ایجاد می شود،
هرگز راضی نمی شود لنگ لنگان راه برود.
در مدتی که این وبلاگ را می نوشتم ، احساس خوبی داشتم و دست کم گمان می کردم که گام مثبتی برداشته ام . دوستان نیز در ایجاد این اندیشه سهیم بوده اند ؛ یعنی با تعریف ، تشویق و تمجید مرا به این نتیجه رساندند که دارم یک حرکتی انجام می دهم.
اما وقتی وبلاگ های زیبا و آب ولعاب دار دوستان را می بینم ، می فهمم که هنوز ابتدای مسیر هستم و باید دانش طراحی وب را بیاموزم و تا آن زمان کارهای جدی خود را پی بگیرم و فقط زمانی به بلاگفا باز گردم که وبلاگم از این حالت تفریحی به یک وبلاگ جدی و درخور توجه تبدیل گردد.
گمان می کنم توانایی انجام این مهم را داشته باشم و الا از دفتر فلان کاندیدای احتمالی ای – میل پیشنهاد همکاری نمی رسید.
راستش کمی هم نگران شده ام ، چون با اینکه من هیچ جا از وبلاگم چیزی نگفته ام ، ای-میل مذکور حاوی اطلاعات قابل توجهی از زندگی شخصی من بود و مدیریت محترم بلاگفا توضیح بدهند که آیا وبلاگها قابل ردیابی و شناسایی هستند؟
این موضوع را برای این نوشتم که دوستان دیگر نیز که دستی بر آتش دارند، جوانب احتیاط را از کف ندهند.
زمانش را نمی دانم ؛ اما من برمی گردم ، با وبلاگی جدید و با نام واقعی ؛ بدون اینکه اشاره ای به این وبلاگ داشته باشم.
تمام دوستان عزیز را می بوسم.
خندیدن ، ریسک احمق به نظر رسیدن است.
مطرح کردن عقاید و آرزوها در برابر مردم ، ریسک از دست دادن آنهاست.
تلاش کردن ، ریسک شکست است.
اما باید ریسک کرد ، زیرا بزرگ ترین خطر زندگی ، ریسک نکردن است.
|
از لباس هایم تعریف می کنند | |
حیدر بابا دونیا یالان دونیادی
سلیمانان ، نوحدان قالان دونیادی
اوغول دوغان ، درده سالان دونیادی
هر کیمسیه هر نه وئریب ، آلیبدی
افلاطوننان بیر قوری آد قالوبدی
حیدر بابا ، دنیا دنیای دروغین است
این دنیا میراث نوح و سلیمان (با آن عمر و ثروت افسانه ای) است
دنیایی است که فرزند زاید و به درد گرفتارش کند
به هر کس هر آنچه داده پس گرفته است
از افلاطون هم فقط نامی تهی مانده است.
گه سبوي درست را دست به دست برند و سبوي شكسته را بر دوش ...